مبارزه موثر برای دمکراسی (۳)

۱۱ دی ۱۳۸۴

شرائط و مراحل تحقق دموکراسی

استقرار دموکراسی یک روند است و مراحل ویژه خود را دارد. شرط موفقیت در هر مرحله داشتن آمادگی ها و امکانات لازم است. اگر چه گرایش گسترده ای که امروز در جامعه به دموکراسی دیده میشود، زمینه مناسبی برای تحقق آن بوجود آورده است، اما اگر اینبار نیز در پی کسب آمادگی های لازم و ایجاد امکانات نباشیم، احتمال موفقیت زیاد نخواهد بود.

ایجاد یک جنبش نیرومند سیاسی که دموکراسی را مستقر نموده و آن را حفظ کند، بخش عمده این مبارزه است. تحقق چنین جنبشی تنها با خواست، پشتیبانی و شرکت اکثریت مردم ممکن است. پس باید به دنبال آن بود که مردم بخواهند و خواست آنان به پشتیبانی مستمر و قاطعشان از دموکراسی تبدیل شود.

روند استقرار دموکراسی مراحل مختلفی دارد که عبارتند از:

اتحاد دموکرات ها برای تحقق دموکراسی
ایجاد تشکل برای اتحاد
جلب همکاری روشنفکران و آماده ترین اقشار
جلب پشتیبانی مردم و ایجاد آلترناتیو سیاسی
اوج مقاومت منفی و پایان دادن به دیکتاتوری حاکم
تشکیل حکومت موقت
تشکیل مجلس موسسان، تنظیم قانون اساسی جدید و انتقال قدرت به حکومت منتخب مردم
بعضی از این مراحل جدا از یکدیگر نیستند مانند جلب همکاری روشنفکران و آماده ترین اقشار (مرحله ۳) و جلب پشتیبانی مردم و ایجاد یک آلترناتیو سیاسی (مرحله ۴) و گاهی پایان کامل یکی پیش شرط انجام دیگری است، مانند اوج مقاومت منفی و پایان دادن به دیکتاتوری حاکم (مرحله ۵) پیش از تشکیل حکومت موقت (مرحله ۶). در مورد هر یک از این مراحل توضیح داده میشود.

وظائف و مسئولیت های نیروهای طرفدار دموکراسی برای پیش برد این روند سنگین است زیرا باید اقدامات مخالفین دموکراسی را از همه طرف با روش های سازنده خنثی سازند. شکست یا ضعف در هر یک از مراحل فوق میتواند به بازگشت به مراحل قبلی یا حتی عدم موفقیت تمام طرح منجر گردد. مثلا اگر نیروی لازم را چه برای برکنار نمودن رژیم دیکتاتوری و چه مراحل بعد از آن در اختیار نداشته باشیم، دموکراسی تحقق نمییابد. حتی پس از مرحله آخر نیز اگر حکومت دموکراتیک منتجه از رای اکثریت مردم نتواند از عهده مدیریت سیاسی جامعه و حفظ همبستگی ملی بر آید، پروژه استقرار دموکراسی پایدار دچار مخاطره میشود.

سوالی که بلافاصله طرح میشود اینست که چگونه میشود علی رغم وجود رژیم دیکتاتوری آمادگی های لازم را پیدا کرد و مراحل را پشت سر گذاشت؟ آیا رژِیم بیکار خواهد نشست تا اپوزیسیون دموکرات برنامه های خود را اجرا کند؟ جواب اینست که مسلما دیکتاتوری از همه امکانات خود استفاده خواهد نمود تا اقدامات طرفداران دموکراسی را خنثی کرده، آنان را شکست دهد. اما اگر دیکتاتوری ها میتوانستند همیشه بر اراده ملت ها غلبه کنند، امروز ده ها نمونه کشورهائی که توانسته اند خود را از یوغ دیکتاتوری رها کرده، به دموکراسی دست یابند نداشتیم. نیروهای طرفدار دموکراسی باید آنچنان از سیاست، هوشمندی، سخت کوشی، بردباری، استقامت، شایستگی، فرهنگ ومعنویت برخوردار باشند که بتوانند بر مشکلات غلبه کنند. این امتحانی است که اگر ملت های خواهان آزادی و دموکراسی در آن موفق نشوند به آزادی و دموکراسی دست نمی یابند.

مردم ایران در فرصت های گوناگون مخالفت وسیع خود را با دیکتاتوری حاکم نشان داده اند و بخشی از همین “روشنفکران و آماده ترین اقشار” مثلا قبل از دوم خرداد ۱۳۷۶ و بعد از آن فعالیت های درخشانی کرده اند. این فعالیت ها در سال های اخیر نشان دهنده عمق و گسترده گی خواست دموکراسی در مردم و زمینه مهمی برای رسیدن به دموکراسی پایدار است. آنها که به روشنی به دفاع از حاکمیت مردم برخاستند بعضی هنوز در زندان بسر میبرند یا کسانی که در صحن مجلس شورای اسلامی از دموکراسی بدون پسوند صحبت نمودند، بخش مهمی از جنبش ملت ایران برای تحقق دموکراسی هستند. همانطور که در آغاز نیز اشاره شد وقتی صحبت از اتحاد اپوزیسیون دموکرات میشود، مسلما این بخش ها نیز مورد نظرند. امیدواریم آنها نیز بدانند که نزدیک ترین جریان ها به آنان سایر بخش های اپوزیسیون دموکرات میباشند.

از آن هموطنانی نیز که در صف مخالفت با دیکتاتوری قرار دارند ولی صحبت از دموکراسی دینی می کنند، باید خواست که هم تجربیات خود مردم ایران و هم دستاوردهای مردم سایر کشورهای جهان را در نظر بگیرند و توجه کنند که تداخل دین و حکومت، هم برای دین و هم برای حکومت نتایج منفی در بر داشته است. این به معنی آن نیست که آنها برای دین و یا اخلاقی که میگویند تبلیغ نکنند، اما روحانیون و دین نباید درسیاست دخالت کنند. باید از آنها خواست که پس از این همه مصائبی که بر سر ملت آمده، دیگر دست از آزمایش دموکراسی دینی که در اساس همین جمهوری اسلامی خواهد بود بردارند و همراه با نیروهای دموکرات مواضعی روشن و خالی از ابهام برای جدائی دین از حکومت بگیرند.

اتحاد برای دموکراسی

یک روانشناس در مورد مکانیسم های پذیرش فرضیه ها مینویسد (۱۵) “هرقدر تعداد فرضیه هائی که برای شناخت یک موقعیت موثراست بیشتر باشد، اطلاعات بیشتری لازم است تا یکی از آنها مورد تایید قرار گیرد”. آنچه در مورد فرضیه ها درست است در مورد گروه های اپوزیسیون دموکرات نیز صادق است و احتمال موفقیت اتحاد های کوچک در مقابل دیکتاتوری یکدست به مراتب کمتر از احتمال موفقیت یک اتحاد در مقابل یک دیکتاتوری است.

اگر اپوزیسیون دموکرات یکدست نباشد و چند اتحاد برای دموکراسی وجود داشته باشد، پیدا کردن تفاوت ها و اینکه کدام یک حرف درست را می زند، برای مردم مشکل است. آنها وقتی خواهند توانست بطور وسیع از اپوزیسیون دموکرات پشتیبانی کنند که با یک اپوزیسیون واحد روبرو باشند.

فعالیت برای اتحاد بمنظور استقرار دموکراسی در داخل و خارج از کشور ادامه دارد. برای مثال میتوان از تشکیل “جبهه فراگیر برای دموکراسی” در داخل کشور و از سه کوشش زیر در خارج کشور نام برد:

- اتحاد برای استقرار آزادی و دموکراسی در ایران
- اتحاد جمهوری خواهان
- جمهوریخواهان دموکرات و لائیک
فصل مشترک میان این حرکت ها زیاد است و درست اینست که آنها در ارتباط قرار گیرند و گفتمان را برای رسیدن به یک پلاتفرم مشترک و اتحاد وسیع آغاز کنند. خوشبختانه بنظر می رسد که اتحاد اپوزیسیون دموکرات، امروز مانند گذشته های نه چندان دور غیر قابل دسترس نیست و کوشش های مختلفی برای تحقق آن در جریان است.

اگر بخش های اپوزیسیون دموکرات پلاتفرم مشترکی ارائه ندهند و برای تحقق آن متحد نشوند، اعتماد مردم را بدست نخواهند آورد و از اهمیتی برخوردار نخواهند شد. مردم به حق انتظار دارند که گروه های مدافع دموکراسی، خود نمونه کوچکی از آینده مورد نظرشان را به نمایش گذارند. به این معنی که بتوانند با حفظ نظرات گروهی خود، با هم برای پایان دادن به دیکتاتوری و تحقق حاکمیت ملی همکاری کنند. مردم فکر میکنند اگر این گروه ها به دموکراسی اعتقاد دارند چرا نمیتوانند با حفظ عقاید خود برای اهداف مشترک همکاری کنند و اگر آنها امروز نمیتوانند همکاری کنند، چه تضمینی وجود دارد که در فردای برکنار شدن دیکتاتوری به جان هم نیافتند و در نتیجه وضع از آن چه هست بدتر نشود؟

آرزوی اتحاد و یکپارچگی اپوزیسیون دموکرات امروز چنان در میان مردم گسترده و عمیق است که اگر دموکرات ها به آن توجه کافی مبذول ندارند، احتمالا جریان های دیگری که اهدافی منافی دموکراسی و اتحاد دموکراتیک دارند، تحت همین عنوان برنامه های دیگری را تحویل هموطنان ما خواهند داد و به فکر اتحاد دموکرات ها صدمه خواهند زد.

طرفداران گروه های سیاسی دموکرات که در چنین اتحادی شرکت می کنند همواره باید میان نظرات خاص خود و نظرات عمومی اتحاد که باید مورد قبول همه گروه های شرکت کننده در اتحاد باشد تفاوت قائل شوند. در عین اینکه هر گروه نظرات خاص خویش را خود تبلیغ می کند، اتحاد آن سیاست هائی را اجرا می کند که اساسی بوده و در خط مشی و برنامه سیاسی گنجانده شده است.

اتحاد دموکرات ها با منطق و سیاست برای همکاری کلیه گروه های دموکرات تلاش میکند. در مواردی ممکن است ضروری باشد که دلائل عدم صلاحیت یک گروه برای همکاری در اتحاد طرح شده، علل اختلاف روشن گردد تا بتوان مشکلات و راه حل ها را با آن گروه مورد بحث قرار داد.

شاید این تذکر نیز لازم باشد که شرکت در اتحاد اقدامی داوطلبانه است و اگر جمعی به هردلیلی با اتحاد همکاری نکرد، باید به تصمیم آن جمع احترام گذاشت.

اتحاد برای دموکراسی و دیگران

لازم است اپوزیسیون دموکرات مواضع روشنی نسبت به بخش های دیگر اپوزیسیون اتخاذ و مطرح کند تا چنانچه آن بخش ها شرائط لازم را داشته و خود نیز مایل باشند، به سوی دموکراسی و حاکمیت ملی قدم برداشته و بخشی از مبارزه برای دموکراسی باشند. به این منظور دو گروه مشروطه خواهان و مجاهدین را مورد بررسی قرار میدهیم.

مشروطه خواهان

در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خانواده پهلوی و در راس آن شخص شاه، به کمک سازمان های جاسوسی خارجی علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق کودتا کرد و دیکتاتوری نظامی پلیسی خود را در کشور حاکم نمود. این حکومت حقوق ملت را که در قانون اساسی مشروطیت مندرج بود زیر پا گذاشت، مجلس را فرمایشی و مشروطیت را عملا تعطیل کرد. مخالفین سیاسی به شدت سرکوب شدند و هرصدای آزادی خواهانه ای در نطفه خفه شد. تضعیف نیروهای سیاسی به پیدایش و سپس رشد طرفداران خشونت انجامید. خشونتی که سرانجام نه تنها اساس آن حکومت بلکه اساس جامعه ایرانی را نیز هدف قرار داد و اکنون قریب یک ربع قرن است که شاخه موفق آن بر کشور ما حاکم شده است.

این واقعیت که خاندان سلطنت که خود باید مظهر همبستگی ملی میبود با پشتیبانی بیگانگان علیه نیروهای مدافع حق حاکمیت ملی اقدام کرد، بدینوسیله همبستگی ملی را به نحو بارزی زیر پا گذاشت و نیز استقرار دیکتاتوری در پی آن، همگی موید آن بود که این خاندان نه مردم ایران بلکه قدرت های خارجی را پشتیبان خود میدانست و به جریانی وابسته به قدرت های خارجی تبدیل شده بود. به این جهت مردم ایران دراولین فرصت با شعارهای “اجرای قانون اساسی”، “شاه باید سلطنت کند نه حکومت”، “استقرار حاکمیت ملی” و سرانجام “استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی” به میدان آمدند. متاسفانه به علت ضعف تشکیلاتی نیروهای سیاسی جامعه که حکومت خود مسئول اصلی آن بود، روحانی نمایان از موقعیت سوء استفاده کرده، حاکمیت خود را برپا نمودند.

رفتارزننده ای که کشورهای غربی و بخصوص دولت ایالات متحده آمریکا پس از سقوط محمد رضا شاه، بویژه در زمانی که وی بسبب بیماری مهلک بیش از هر زمان مستحق یاری بود، نسبت به وی در پیش گرفتند، همچنین ماجرای ایران گیت و سایر همکاری های آنان با نظام غیر انسانی جمهوری اسلامی، بار دیگر نشان داد که این کشورها از آنچه آنرا منافع خود می دانند، حرکت می کنند و در مقابل این منافع، سرنوشت متحدین سابق برایشان اهمیتی ندارد. این نکات را آنهائی که هنوز هم به دنبال وابستگی هستند باید مورد توجه قرار دهد.

اگرچه عده ای از طرفداران سلطنت چند سال پس از بهمن ماه ۵۷ به اینطرف کوشش نموده اند که خود را طرفدار آزادی، حاکمیت ملت و مشروطیت معرفی کنند، منتها اختلافی چندان اساسی میان سلطنت طلبان و مشروطه خواهان امروزی دیده نمی شود. بویژه پس از روی کار آمدن حکومت آقای جورج بوش در آمریکا این جمع بر تبلیغات خود افزوده است. با کمال تاسف باید گفت گاهی به نظر می رسد که سیاست های این طیف ادامه سیاست های گذشته است و بخشی از این طیف حتی خود را طرفدار حمله آمریکا به ایران نشان میدهد.

اکثریت قریب به اتفاق اتحاد هائی که اپوزیسیون دموکرات تا کنون به وجود آورده است، از جمله برای مخالفت با سلطنت، بر جمهوری خواهی تاکید دارند. نظر نگارنده نیز در مورد رجحان نظام جمهوری پارلمانی و نقش منفی سلطنت برای دموکراسی آینده کشورمان در نوشته دیگری آمده است(۸). معذالک اپوزیسیون دموکرات لازم است به سایر نیروها نیزامکان دهد که چنانچه به اصول دموکراتیک معتقد باشند به صفوف آن بپیوندند.

اما قبل از اینکه اپوزیسیون دموکرات همکاری با مشروطه خواهان را مورد بررسی قرار دهد ضروری است آنها کودتای ۲۸ مرداد و استقرار دیکتاتوری محمد رضا شاه پس از کودتا و جنایات انجام شده در این دوران را بطور کاملا صریح، قاطعانه و بدون بازگشت محکوم کنند. لازم است افرادی از آنان نیز که در اعمال ضد آزادی آن دوران شریک بوده اند از ملت ایران عذر خواهی نمایند. علاوه بر اینها لازم است آنها با اظهارات و اعمال خود بروشنی نشان دهند که خواهان ایرانی مستقل اند و وابستگی به خارجی را محکوم می نمایند.

تا زمانی که مشروطه خواهان به این اقدامات دست نزده و نشان نداده اند که دوری از سیاست های گذشته برای آنها امری جدی است، همکاری با آنان مطرح نمیباشد.

مجاهدین خلق ایران

در دوران رژیم گذشته بعضی از مبارزین مذهبی به راه اشتباه مبارزه مسلحانه رفتند و سازمان اسلامی مجاهدین خلق ایران را برای مقابله با دیکتاتوری و سرکوب آن رژیم تشکیل دادند. این سازمان در جریان انقلاب ۵۷ با آیت الله خمینی همکاری داشت. آنها مدت کوتاهی بعد از انقلاب اسلامی با پشتیبانی دوآتشه از کشتارهای حاکمیت جدید و همچنین براه انداختن تظاهرات مسلحانه ای که در آن دختران و پسران خردسال نیز شرکت داشتند، سیاست های غیرمسئولانه خود را به نمایش گذاشتند. اما چندی بعد بین آنها و حاکمین جدید اختلاف بالا گرفت و رهبری سازمان نخست به فرانسه و سپس به عراق رفت، در آنجا با کمک حکومت بعثی عراق نیروهای مسلح تشکیل داد و کاملا در خدمت این کشور در آمد. در جنگ میان ایران و عراق، مجاهدین با قوای خود به ایران حمله کردند و سربازان ایرانی را کشتند، اما قوای آنها در مرصاد شکست خورد.

این سازمان مظهر کاملی از یک جریان نه فقط غیر دموکراتیک بلکه ضد دموکراتیک است. در خارج از کشور رهبری این سازمان مخالفین درون سازمانی خود را شکنجه میداد و به زندان می انداخت، پدران و مادران را از فرزندانشان جدا میکرد و به آنها اجازه تربیت فرزندان خود را نمی داد. اخیرا هم رهبری مجاهدین به دنبال دستگیری مریم رجوی در فرانسه، از خود سوزی طرفداران خود در شهر های اروپا به عنوان وسیله ای برای نشان دادن قدرت بسیج خود استفاده کرده و بدین ترتیب طرفداران مزبور را فدای بازی های ماجراجویانه خود نمود.

بنا بر آنچه که رفت بنظر نمی رسد سازمان مجاهدین خلق اگر هم هنوز چیزی از آن باقی باشد بتواند کمکی به استقلال کشور و استقرار دموکراسی بنماید و باید خوشحال شد اگر خطری علیه آن ایجاد نکند. اما همکاری طرفداران سابق این سازمان که از آن جدا شده، امروز به استقلال، دموکراسی، جدائی دین از حکومت و تمامیت ارضی ایران اعتقاد دارند، برای اپوزیسیون دموکرات مطرح است.

ایجاد تشکل برای اتحاد

طرفداران دموکراسی بدون برخورداری از تشکل لازم توانی نخواهند داشت و نمیتوانند به اقدامات موثری دست زنند. تشکل آنها را از یک جمع پراکنده و کم اثر به جمعی دارای ساختار(structure)، با هدف و برنامه تبدیل کرده، اقدامات آنان را جهت دار و موثر می سازد. پیشبرد اهداف اتحاد وظیفه تشکل دموکرات هاست. تشکیلات مناسب یکی از ضرورت های اولیه است که رسیدن به مراحل بعد را ممکن میسازد.

قبل از بهمن ۵۷ روحانیون طرفداران خمینی توانستند عده زیادی از مردم را برای مقابله با رژیم شاه به میدان بکشانند. اما جبهه ملی علیرغم داشتن وجهه ملی که به سبب آن تا مدت ها به عنوان آلترناتیو دیکتاتوری حاکم مطرح بود، نتوانست به حرکت مردم در دفاع از اهداف دموکراتیک خود سازمان داده، آزادی، حکومت قانون و حاکمیت ملی را مستقر نماید.

علت این بود که جبهه ملی و سایر نیروهای دموکرات در دیکتاتوری گذشته امکان فعالیت سیاسی وسیع نداشتند. اما همانطور که قبلا اشاره شد روحانیون دارای نوعی شبکه سنتی و سرتاسری بودند که بخصوص بعد از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بخشی از آن با آیت الله خمینی در ارتباط بود. اگر چه مقاومت علیه دیکتاتوری شاه در سال های آخر حکومت وی با اعتراضات خود انگیخته مردم آغاز شد، اما آیت الله خمینی و یاران او توانستند کم کم رهبری اعتراضات مردم را توسط شبکه روحانیون و طلاب در دست گیرند. این رهبری بود که حرکات اعتراضی و تظاهرات را از قبل برنامه ریزی نموده، به اجرا می گذاشت. مثلا دستور پاره کردن عکس مصدق را در تظاهرات می داد، شعار “استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی” مردم را تغییر داده و آنرا به “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” تبدیل نمود و دکتر بختیار را که خطر دیکتاتوری نعلین را شناخته، آشکارا مردم را از آن بر حذرمی داشت، در خیابان ها از زبان تظاهرکنندگان “نوکر بی اختیار” می نامید. این رهبری بود که حکومت ملی بختیار را که در صدد آرام کردن اوضاع، پایان دادن قاطعانه به دیکتاتوری شاه، برگذاری انتخابات آزاد و تثبیت دستاوردهای مبارزات مردم بود از کار انداخت. روحانیون تشنه قدرت چون در آن زمان تشکل و هواداران خود را داشتند، توانستند پشتیبانی فعال بخشی از مردم را جلب و دیکتاتوری آخوندی را حاکم کنند.

این مثال دلالت دیگری بر درستی این گفته است که “اگر هزاران کارگر ماهر و صدها مهندس ماشین ساز کار آزموده در منطقه و یا کشوری باشند، تازمانی که آنها با یکدیگر ارتباط منظم ندارند و میان خود کارها را تقسیم نکرده اند، ماشینی هم تولید نخواهند کرد. اما وقتی که آنها در یک کارخانه ماشین سازی جمع شوند و روابط منظمی بین خود داشته باشند و کارها را بین خود تقسیم کنند و سازمان وساختاری میان خود پدید آورند، میتوانند تولید ماشین کنند” (۱۳).

برای اقدام موثر در سیاست نیزمانند کارخانه ماشین سازی تشکل لازم است. طرفداران دموکراسی بدون داشتن تشکل لازم نیروئی نیستند و اقدامات آنان تاثیر لازم را نخواهد داشت. تشکل علاوه بر جلوگیری از پراکندگی و موثرتر کردن فعالیت، امکان میدهد که حقوق عناصر و گروه های شرکت کننده در آن رعایت شود و مراجع تصمیم گیری آن بطور منطقی و دموکراتیک عمل کنند. تاکید بر لزوم فعالیت متشکل به معنی نفی نقش شخصیت نیست. بهترین شخصیت های سیاسی از بوته فعالیت و مدیریت سیاسی – تشکیلاتی بیرون می آیند.

تشکل اتحاد برای دموکراسی کمک می کند تا جریانهای فکری مختلف نیروی خود را روی اهداف مشترک و مسائل اساسی متمرکز کنند و بدین ترتیب کارهای پراکنده و کم نتیجه را پایان دهند. در چارچوب اتحاد برای دموکراسی نظرات گوناگونی وجود دارد که چه بسا با یکدیگر در رقابتند. در عین اینکه جریانات موجود مشترکا خط اتحاد را تعیین می کنند، متقابلا اتحاد نیز به اعمال کلیه بخش ها نیرو و جهت می دهد.

یک تشکل دارای اصول، برنامه سیاسی و ارگان های مسئول است. یک تشکل دموکراتیک علاوه بر این مراجعی برای تدوین خط مشی و کنترل دموکراتیک ارگان های خود دارد. کارها تقسیم شده، از استعدادها حد اکثر استفاده میشود، دوباره کاری نمیشود و نیروها هدر نمیروند.

ایجاد تشکل و تبدیل آن به یک نیروی سیاسی مهم و کار آمد از طریق جلب اقشار آماده و روشنفکران جامعه و در نهایت جلب پشتیبانی وسیع و فعال مردم است که سرنوشت مبارزه را تعیین می کند. این تشکل خصوصیات و وظائفی دارد که در زیر به آن اشاره می شود.

خصوصیات تشکل اتحاد برای دموکراسی

تشکل اتحاد برای دموکراسی بر اساس تجربیات دموکراتیک، تشکیلاتی و سیاسی بنا میشود. ساختار و محتوای هر سازمان بر اساس وظائف آن سازمان تعیین میگردد. این تشکل دارای ساختار دموکراتیک بوده، یک تشکل مخفی یا تشکلی با نظم آهنین نیست و بر اساس برنامه سیاسی حداقل و مشترک گروه ها و افراد شرکت کننده در آن فعالیت میکند. دراثر همکاری، تماس و دیالوگ میان بخش های مختلف، فصول مشترک میتوانند بیشتر شوند و کار آئی اتحاد افزایش یابد.

وظائف

وظیفه تشکل، مبارزه سیاسی و سازماندهی مقاومت در مقابل دیکتاتوری و ارائه راه حل های سیاسی برای حل مشکلات مبارزه و جامعه است. مهمترین اقدامات این مرحله عبارتند از:

توافق بر خط مشی و برنامه سیاسی

پس از آنکه اتحاد با توافق بر سر اصول و پلاتفرم به وجود آمد و تشکل ایجاد شد، ضرورت تدوین خط مشی و برنامه سیاسی مشترک عمده میشود. در برنامه سیاسی، راه های مقابله سیاسی با دیکتاتوری، اقدامات لازم، تقدم و تاخر آنها، راه های دفاع از مبارزات مردم، راه های جلب مردم به مبارزه، طرق جلب متحدین دیگر، راه های مقابله سیاسی با مخالفین دموکراسی، بعضی اقدامات ضروری استراتژیک و سایر سیاست ها ترسیم می شوند.

تشکل سیاسی و ارتباط با مردم

مهمترین وظیفه تشکل اتحاد، ارتباط با آماده ترین اقشار و سپس به کمک آنها با سایرین و کل جامعه است.

ارتباط با مردم یکطرفه و صرفا تبلیغاتی نیست، بلکه همچنین با هدف نظر خواهی، اطلاع از مشکلات، خواست های آنان، کمک به بیان مشکلات و نیازها در سطح جامعه، تقویت مبارزات به حق صنفی و سیاسی اقشار مختلف، ارائه راه حل های مثبت و سازنده برای بهبود کار در عین مطرح نمودن اصول، مبانی فکری و برنامه سیاسی اتحاد برای جلب پشتیبانی مردم میباشد.

مردم زمانی به سازمان های سیاسی کشش خواهند داشت که این سازمان ها علاوه بر مشکلات اساسی و بزرگ جامعه، آنان را در رفع نیازها و مشکلات روزمره شان یاری رسانند. مردم نیازهای خود را میشناسند. اتحاد به آنها در بیان صحیح این نیازها و رفع آنها کمک می کند. ایجاد نهاد ها و سازماندهی پشتیبانی از خواست های بحق مردم، برای مردم روشن می کند که دموکرات ها فقط به دنبال افکار و مخلوقات ذهن خود نیستند بلکه بهبود واقعی زندگی مردم را هدف نهائی خود می دانند.

در زیر وقتی به مبارزات مردم هند می پردازیم خواهیم دید که استقلال طلبان هند (ساتیاگراهی ها) مشاوران کشاورزی برای دهقانان داشتند و در آباد کردن دهات و آموزش دهقانان کمک میکردند.

جوانانی که به کنفدراسیون جهانی دانشجویان و محصلین ایرانی جلب می شدند، اغلب آنهائی بودند که گروه های امدادی دانشجوئی به آنان در زمینه مشکلات تحصیلی، اقامت و غیره یاری میرساند(۲۲).

در ایران قبل از بهمن ۵۷ گروه های مذهبی نوعی سازمان های خیریه برای کمک به مردم تشکیل داده بودند که جریان های ملی نیز به آنان کمک می کردند. متاسفانه این تشکل ها بعدها از طرف روحانی نمایان قدرت طلب و برای پیش برد مقاصد آنان مورد سوء استفاده قرار گرفتند.

ترویج فرهنگ دموکراسی

تشکل از کلیه وسائل ارتباطی ممکن برای ترویج فکر و فرهنگ دموکراسی استفاده می جوید. برگذاری جلسات سخنرانی، شب های شعر، تدوین، ترجمه و انتشار آثار متفکرین و فلاسفه دموکراسی، پرداختن به تجربیات احزاب دموکرات دنیا و گروههای سیاسی برای آموزش و بهبود عملکرد تشکل از اقدامات ضروری است.

تطابق دادن برنامه سیاسی با مسائل و امکانات روز

بر گذاری سمینارها، شور و کنکاش در مورد اشکالات کار، راه های برطرف نمودن آنها و استفاده از امکانات جدید، کمک گرفتن از متخصصین، تدوین برنامه در زمینه های مختلف و ارائه آن از وظائف دائمی یک تشکیلات سیاسی است.

مبارزه برای دموکراسی در خارج کشور

گاهی ادعا میشود که چون مبارزه اصلی در داخل کشور صورت می گیرد، در خارج از کشور نمیشود کاری کرد. این ادعا درست نیست و خارج کشور میتواند کمک مهمی به مبارزات داخل کشور باشد. تا زمانی که دیکتاتوری حاکم است و مبارزین در داخل در خطر مستقیم سرکوب قرار دارند، خواه ناخواه، بخشی از مبارزه برای دفاع از حقوق و آزادی های مردم و مبارزین در خارج صورت می گیرد که زیر ضربه مستقیم رژیم دیکتاتوری نیست و به این جهت بهتر میتواند ماهیت دیکتاتوری و تجاوزات به حقوق مردم را افشاء کرده، صدای آنان را به گوش جهانیان برساند. یکی از مهمترین وظائف اپوزیسیون دموکرات خارج از کشور علاوه بر دفاع از حقوق آزادی خواهان داخل کشور، بوجود آوردن چنان موج اعتراضی در جهان و چنان جو سیاسی است که رژیم نتواند به سادگی به سرکوب مبارزین داخل ادامه دهد. هر قدر فعالین خارج کشور این وظیفه را بهتر انجام دهند، بهمان نسبت فشار روی مبارزین داخل کمتر خواهد شد.

مبارزات خارج کشور باید در ارتباط تنگاتنگ با مشکلات و مسائل داخل کشور صورت گیرد و لازم است که دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و آزادی آنها شعار و خواست مرکزی این مبارزات باشد. فعالین خارج کشور باید تمام توجه خود را معطوف کشور و مسائل آن کنند و از پرداختن به مسائل جنبی و فرعی پرهیز نمایند.

متاسفانه امروز رابطه اپوزیسیون دموکرات خارج و داخل سطح و کیفیت مطلوب را ندارد و در حالی که مبارزین داخل کشور در خطر زندان های طولانی و شکنجه روحی و جسمی قرار دارند و رژیم هر روز تهاجم جدیدی به آزادی ها کرده و مشکلات جدیدی برای مخالفین ایجاد میکند، اپوزیسیون دموکرات خارج کشور نتوانسته است همکاری لازم را میان خود ایجاد کرده به عکس العمل های سراسری مناسب برای افشاء رژیم دست زند.

نیروی سیاسی و تحولات اجتماعی در مثال رفراندم برای تشکیل مجلس موسسان

وجود نیروی سیاسی طرفدار دموکراسی نه تنها وسیله لازم و مناسب برای ایجاد تحول به سوی دموکراسی و احقاق حقوق ملت است، بلکه، مشروط بر آنکه این اتحاد به وظائف خود درست عمل کند، میتواند وسیله ای لازم و مهم برای دفع هر خطر دیگری از جامعه نیز باشد. اگر مردم ما نیروی کافی برای دفاع از حقوق و آزادی های خود نداشته باشند، در هر تحولی که پیش آید به احتمال بازنده خواهند بود. برای اینکه منظور از این عبارات روشن تر شود به مثال همه پرسی (رفراندم) می پردازیم.

به ویژه پس از نامه مهندس عباس امیر انتظام مبارز ملی و قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی، بر گزاری یک همه پرسی برای قبول یا طرد جمهوری اسلامی طرح شده است. بخش های زیادی از اپوزیسیون دموکرات می خواهند رفراندمی برگذار شود که طی آن مردم در مورد ادامه جمهوری اسلامی، لزوم تشکیل مجلس موسسان و تصویب قانون اساسی جدید نظر دهند.

بنا بر تجربه، رژیم ولی فقیه تا زمانی که برایش مقدور است از برگذاری یک رفراندم آزاد جلوگیری خواهد نمود. در مقابل، اپوزیسیون با مبارزات سیاسی خود علیه دیکتاتوری کوشش دارد مردم را به قبول این چالش قانع نموده، مقاومت آنان را در این جهت تشکل دهد. اپوزیسیون دموکرات خواهان گذاری مسالمت آمیز به سوی دموکراسی و پایان دیکتاتوری است. تصور اینست که مردم و اتحاد برای دموکراسی وقتی که با مقاومت متشکل خویش مقاومت دیکتاتوری را در هم شکستند، از آن تشکل و نیروی کافی برخوردار خواهند بود که بتوانند رفراندمی با هدف رد جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام دموکراتیک از طریق تشکیل مجلس موسسان و تصویب یک قانون اساسی دموکراتیک جدید برگذار کنند. در این همه پرسی اگر هنوز عده ای طرفدار رژیم باشند فرصت خواهند یافت، نظرات خود را طرح کنند و استدلالات دیگران را نیز بشنوند. هدف اینست که خواست اکثریت بدون اعمال خشونت تحقق یابد.

اما قبل از برگذاری رفراندم باید نیروی لازم را داشته باشیم تا بتوانیم این خواست را به اجرا در آوریم و از خطرات احتمالی جلوگیری کنیم. در غیر اینصورت ممکن است درست در لحظات حساس و تعیین کننده جریانی مثلا خود رژیم یا نیروهای خارجی، موضوع و مضمون رفراندم را طوری دگرگون سازند (مثلا آنرا در عوض انتخاب میان دیکتاتوری و یا دموکراسی به انتخاب میان جمهوری یا سلطنت تبدیل نمایند) و یا رفراندم را در چنان جو خفقان، سرکوب و ترور دیگری برگزار کنند که در پایان کار از خواست های اپوزیسیون دموکرات اثری باقی نماند.

پس داشتن خواست درست کافی نیست. برای پیش برد هر خواست درست نیز باید از نیروی لازم برخوردار بود. در این مرحله باید قادر باشیم با نیروی خود از خواست رفراندم و استقرار دموکراسی دفاع کنیم. اگر چنین نیروئی وجود داشت، موفق هستیم. در غیر این صورت اگر بهترین برنامه ها را نیز دارا باشیم بعید است بتوانیم سرمنشا تحولات عمیق و اساسی به نفع ملت و برای حاکمیت آن گردیم.

جلب همکاری روشنفکران و آماده ترین اقشار

اتحاد دموکرات ها با جلب پشتیبانی فعال بخش مهمی از روشنفکران مانند دانشجویان، نویسندگان، هنرمندان، زنان، روزنامه نگاران، استادان، کارمندان، حقوقدانان، فعالین صنفی سیاسی، ایرانیان بانفوذ در خارج از کشور و جز اینها به یک نیروی سیاسی تبدیل میشود. لازمه موفقیت در این مرحله، داشتن یک برنامه روشن و جامع سیاسی، ارائه راه حل های مناسب و اجرای سیاست های درست و مقابله با ترفندهای دیکتاتوری، افشاء تجاوزات آن به حقوق مردم، مبارزه برای احقاق حقوق و آزادی های مبارزین و مردم است. با فعالیت برای جلب پشتیبانی فعال بخش مهمی از روشنفکران و سایر اقشار آماده و جذب آنها، اتحاد از یک حرکت سیاسی به یک نیروی سیاسی تبدیل می گردد. منظور از “آماده ترین اقشار” در اینجا یک طبقه، قشر و یا طیف خاص نیست. منظور همه آنهائی هستند که ضرورت فعالیت سیاسی را می بینند و قادر و مایلند در این راه قدم بردارند. جلب پشتیبانی اقشار فعال و روشنفکران جامعه، اتحاد را برای مرحله بعد یعنی ارتباط با اقشار وسیع تر مردم و جلب پشتیبانی آنان آماده می سازد.

جلب پشتیبانی مردم و ایجاد آلترناتیو

بعضی از آلترناتیو این تصور را دارند: جمعی که به نظر خود مورد اعتماد مردم است بدون اینکه نیروئی جدی در سطح جامعه باشد، آمادگی خود را برای تشکیل یک حکومت و یا شرکت در آن اعلام میکند. ارائه آلترناتیوهائی از این نوع میتواند گاهی هم یک اقدام سیاسی و حتی درست باشد، اما در اینجا منظور نیست. اتحاد برای دموکراسی با جلب پشتیبانی و سازماندهی ارتباطات خود با مردم، کوشش در حل مشکلات روزمره و جلب پشتیبانی فعال اکثریت وسیع آنان، به یک نیروی آلترناتیو در مقابل دیکتاتوری تبدیل می شود. هنگامی که طرفداران اتحاد توانستند شهر به شهر، خیابان به خیابان، کوچه به کوچه و خانه به خانه، با مردم ارتباط برقرار کنند و هر روز جمع وسیعتری را از اهداف و خواسته های خود آگاه سازند، به هدف نزدیک شده اند. وقتی پشتیبانی مردم وسعت گرفت و آنچنان سامان یافت که بتواند اقدامات دیکتاتوری را تحت الشعاع قرار دهد، آنوقت اتحاد به یک نیروی آلترناتیو تبدیل شده است.

یک شرط رسیدن به دموکراسی، داشتن آلترناتیو دموکراتیک است. اپوزیسیون دموکرات زمانی بزرگترین اهرم را برای تحقق دموکراسی ایجاد کرده است که در عین حال یک نیروی آلترناتیو باشد. دیکتاتوری نیز میداند که تا زمانی که مردم آلترناتیوی در مقابل آن ندارند، خطری جدی متوجه اش نیست. سرکوب مخالفین توسط دیکتاتوری همواره یک هدف اصلی دارد و آن جلوگیری از ایجاد نیروی آلترناتیو است. هم به این علت دیکتاتوری همه توان خود را به کار خواهد گرفت که از رشد و سازمان یافتن مقاومت مردم جلوگیری کند. برعکس نیروهای طرفدار دموکراسی باید تمام هوش و حواس خویش را به کار گیرند تا اقدامات دیکتاتوری را با انعطاف و سیاست های درست و مسئولانه خنثی کنند.

ایجاد آلترناتیوی با خصوصیات فوق با ایجاد یک جنبش وسیع سیاسی فرهنگی همراه است. با اوج گرفتن این جنبش به مرحله بعد که اوج مقاومت منفی تا پایان دیکتاتوری است نزدیک میشویم.

اوج مقاومت منفی و پایان دادن به دیکتاتوری

درگذشته روش های مقاومت منفی مختلفی ظرف سال ها بطور طبیعی و به ابتکار خود مردم بوجود آمده است. شناخت، ارزیابی و تقویت مناسب ترین روش های موجود و استفاده از ابتکارات جدید، دعوت مردم به شرکت فعال، سازمان دادن و تقویت مقاومت ها، از اقدامات این مرحله است. بدون شک دیکتاتوری نیز در این مرحله هم از نظر سیاسی و هم توسط کلیه وسائل ممکن به مقابله خواهد پرداخت. اما وسعت گرفتن مقاومت منفی سازمان یافته همراه با اوج گیری جنبش سیاسی و اعتصابات سراسری، ارکان دیکتاتوری را هدف قرار میدهد تا دیکتاتوری ادامه مقاومت را بیهوده دانسته و هر روز ایستادن در مقابل مردم را بی حاصل تر بیند.

تشکیل حکومت موقت

گذار از دیکتاتوری به دموکراسی یک مرحله انفصال بین دو نظام را اجباری میسازد. پس از موفقیت جنبش مردم برای دموکراسی و پایان دیکتاتوری، اتحاد وظیفه دارد حکومتی موقت به مردم معرفی نماید. حکومت مزبور وظیفه دارد در مدت معین انتخابات مجلس موسسان را برای تنظیم قانون اساسی که در آن آزادی ها، دموکراسی وحاکمیت ملی همراه با جدائی دین از حکومت منظور و تضمین می شوند، برگذار کند. تا انتخاب مسئولین نظام دموکراتیک آینده، حکومت موقت عهده دار اداره کشور، تقلیل تنش ها، حفظ همبستگی ملی و تمامیت ارضی و پس از تصویب قانون اساسی و انتخاب حکومت جدید، واگذاری قدرت به حکومت منتخب مردم است.

تشکیل مجلس موسسان، تنظیم قانون اساسی جدید و انتقال قدرت به حکومت منتخب مردم

با تشکیل مجلس موسسان، که تهیه و تصویب قانون اساسی دموکراتیک را به عهده دارد و توافق اکثریت قاطع مردم با آن، انتخاب حکومت بر اساس قانون اساسی جدید صورت میگیرد. با انتقال قدرت به این حکومت، دموکراسی مستقر شده اما مبارزه برای حفظ و استمرار آن همچنان ادامه می یابد. در این مرحله و مراحل بعد نیز جامعه به اشتراک فکری و سیاسی کلیه نیروهای دموکرات و پشتیبانی هموطنان همچنان نیاز خواهد داشت.


ارسال به شبکه های اجتماعی